درباره وبلاگ


.
مردها بی قاعده در دردند...

مدیر وبلاگ : محمد مهدی دادجو
نظرسنجی
آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Click Here to Search This Site

Free SEO Tools

Free SEO Tools

ماهی قرمز كوچك




خب، همیشه هم حواس پرتی بد نیست... گاهی هم بد نیست آدم خودش را و دیگرانش را جایی جا بگذارد بعد یکدفعه برگردد و به همه چیز غریبانه نگاه کند و بعد لب برچیند و با بغض به سمت جان پناهی که همیشه یقرب من حبل الورید است بدود و خودش را در آغوش او بیفکند.
گاه بد نیست...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، دین، 
برچسب ها : قدر، حواس پرتی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
نه اینکه حرفی برای گفتن نباشد...
این یک ماه را تماما سعی کرده ام مبادا دلم به جای دیگری خوش باشد...
این چند روز باقیمانده را هم بر من ببخشایید.




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، دین، 
برچسب ها : روزه، رمضان، صیام،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
بعضی ها خیلی راحت روزه دارن
بعضی ها خیلی سخت
وقتی نزدیک این ماه می شود انواع و اقسام بیماری ها سراغ بعضی ها می آید
و در نهایت بعضی ها خیلی راحت روزه ندارن
خدایا چقدر بی قدراند روزه نداران این ماه




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : روزه داری، بیماری، بی قدر، خدایا،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 مرداد 1391 :: نویسنده : زری
نظرات ()

لحظاتی با خود بودم، انگار بودن را به یکباره برای خود معنا کردم، با آنکه بسیار خسته شدم اما انگار بودنم اینگونه معنا میابد، انگار ذهن و فکر و تمام دغدغه هایم ادامه ی راهی ست که از افکار بچگی ام نشاُت گرفته، وقتی سیب بدست در گوشه ای از حیاط  مدرسه می ایستادم و نظاره گر کسانی بودم که با تمام وجود انرژی کودکی را تخلیه می کردند، من بیصدا در افکار در هم پیچیده ام غوطه ور می شدم و به لحظاتی بعد از این لحظه فکر می کردم، اینکه تا کجا می توانم ادامه بدهم...



نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : بودن، ذهن و فکر، بچگی، مدرسه، سیب،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 تیر 1391 :: نویسنده : زری
نظرات ()
خستگی ناپذیری همراه با وجدان کاری
بی پاسخ نگذاشتن سوال هر کس در عین ناخوش احوالی
مسئولیت پذیری برای آنچه نیاز است
زیباست حداقل برای من...





نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : وجدان، پاسخ، مسئولیت، خستگس ناپذیر،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 26 تیر 1391 :: نویسنده : زری
نظرات ()
جیگر

قدیم تر ها... آن روزها که اوایل بیست سالگی ام بود پیش خودم میگفتم خب ما که مسلمانیم و نصف پل را با همین خر مفلوک و پالان کجش طی کرده ایم.
چهار صباح دیگر هم که زن می گیریم و عاقبت بخیر می شویم و جایمان می شود آن گوشه های بهشت. آخر فکر می کردیم گناه در شرایط مجردی ایجاب می شود و آدم متاهل کمتر زمینه برای گناه دارد. به درب و داغانی جایگاهمان هم قانع بودیم. می دانید ما از همان بچگی آدم نسبتا قانعی بودیم... این نسبتا هم به آدم بودن و هم به قانع بودنمان  بر می گردد.
حالا که رسیده ایم به دوران تاهل... بساط گناه همچنان به راه است. دیگر نگاه که می کنیم می ترسیم. ماجرا انگار از آنچه که فکرش را می کردیم سخت تر است. هی بعد از هر خبط و خطایی هم دوتا فحش به خود مهندسمان می دهیم و یک شکر خوردم هم به خدا می گوییم. لامصب تکرار هم که نکنیم تنوع گونه های خبط و خطا آنقدر زیاد و جذاب است که از هر کدام هم که یک فقره مرتکب شویم برای دود دادن خاندانمان تا هفت پشت و جلو بس است.
این روز ها فقط اقرار به خریتمان داریم. نه از نوع جگری بل از نوع خری. حالا تو هم هی بگو کن خر نیستم... من جیگرم.




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، دین، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
فال قهوه

این روزها طفره می روم از خوردن قهوه. چای یا نهایتا کافی میکس را به خودم تحمیل کرده ام. 
این یک بار را هم برای آنکه دستم رو نشود قهوه ام را که هم زدم، لاجرعه سرکشیدم مبادا ذره ای باقی بماند و روزگار نوشتم را از ته فنجانم بخوانی.
با اینکه به فال قهوه اعتقادی ندارم؛ به فال قهوه تو اما ایمان آورده ام.



نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : فال، قهوه، فنجان،
لینک های مرتبط :


جمعه 23 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()

چندیست در افکار پیچیده ام گم می شوم و مصداق وجود حاضر غایب را در ذهنم تداعی
اخیراً تکرار برایم معنا یافته و احساس گذشته برایم خوشایند
و مدتی ایست دل در میان جمع و من در جای دگر...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : افکار پیچیده، حاضر غایب، تکرار، دل،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 تیر 1391 :: نویسنده : زری
نظرات ()
عطش نوشتن در سر دارم و زمان یاریم نمی کند...



نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : عطش، نوشتن، زمان،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 تیر 1391 :: نویسنده : زری
نظرات ()
اوفلیا پرتو

هشتم یا نهم آذر ماه هشتاد و شش بود. ساعت یازده شب و آن شب عجیب سرد بود.
خانم مسنی حدودا هفتاد ساله بیرون از تالار وحدت با دسته گلی ایستاده منتظر ماشین...
و من چقدر برایم سخت بود باور اینکه بعد از یک کنسرت و اجرا های که مسحورم کرده بود، این خانم، همان اوفلیا پرتو است که تنها و آرام انتظار وسیله نقلیه را می کشد.
یقه پالتو ام را بالا دادم مبادا مرا به جا بیاورد... دلیل این کارم را هیچوقت نفهمیدم. شاید ترسیدم از اینکه از من خجالت بکشد...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، موسیقی، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : افلیا پرتو، کنسرت، پیانو، تالار وحدت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()


( کل صفحات : 41 )    ...   6   7   8   9   10   11   12   ...   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic