تبلیغات
ماهی قرمز كوچك - تا کجا...
 
درباره وبلاگ


.
مردها بی قاعده در دردند...

مدیر وبلاگ : محمد مهدی دادجو
نظرسنجی
آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Click Here to Search This Site

Free SEO Tools

Free SEO Tools

ماهی قرمز كوچك





لحظاتی با خود بودم، انگار بودن را به یکباره برای خود معنا کردم، با آنکه بسیار خسته شدم اما انگار بودنم اینگونه معنا میابد، انگار ذهن و فکر و تمام دغدغه هایم ادامه ی راهی ست که از افکار بچگی ام نشاُت گرفته، وقتی سیب بدست در گوشه ای از حیاط  مدرسه می ایستادم و نظاره گر کسانی بودم که با تمام وجود انرژی کودکی را تخلیه می کردند، من بیصدا در افکار در هم پیچیده ام غوطه ور می شدم و به لحظاتی بعد از این لحظه فکر می کردم، اینکه تا کجا می توانم ادامه بدهم...



نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : بودن، ذهن و فکر، بچگی، مدرسه، سیب،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 تیر 1391 :: نویسنده : زری
نظرات ()
سه شنبه 10 مرداد 1396 15:55
Have you ever considered creating an e-book or guest authoring on other
sites? I have a blog based on the same topics you discuss and would
really like to have you share some stories/information. I know my viewers would value your work.
If you are even remotely interested, feel free to send me
an e mail.
دوشنبه 2 مرداد 1391 00:50
فکر بعد حتی یه لحظه بعد از این را نمیخوام بکنم چون ذهنم نمیکشه برای تصمیم گرفتن. چون روی تعداد حالات نامحدودی که امکان رخداد دارند باید تصمیم گیری کنم که سخته. فکر قبل حتی به لحظه قبل هم عذاب آوره برام چون دیگه کهنه شده. و ازش بدم میاد.
جمعه 30 تیر 1391 19:12
be andazeye zarfi ke barat dar nazar gerefte shoe.hich adami khodesh nemidone
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر