تبلیغات
ماهی قرمز كوچك - علی اصغر (2)
 
درباره وبلاگ


.
مردها بی قاعده در دردند...

مدیر وبلاگ : محمد مهدی دادجو
نظرسنجی
آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Click Here to Search This Site

Free SEO Tools

Free SEO Tools

ماهی قرمز كوچك




علی اصغر  اهل ساوه است. از من جویای احوال می شود.
می پرسد دانشجویی؟
می گویم دیگر از من گذشته.
می پرسد کدام دانشگاه بوده ای؟
تعجب می کنم اما خیلی زود می فهمم برای او همین که دانشجوی یکی از دانشگاه های تهران باشی کافیست.
میگوید خوب است دیگر... همین که تهران هستی...
میخندم...
میگوید ما پیکان داریم و با دست نشانم میدهد. بعد اضافه میکند: به شما می آید که سمند داشته باشید.
با لبخند میگویم که نه من یک پراید کوچولو دارم.
خوشحال میشوم که ماشینم گران قیمت نیست. بی مقدمه می گویم چشم به هم بزنی تو هم بیست و شش سالت می شود. چشم هیش گرد می شوند و با تعجب و کشدار می پرسد بیست و شش سال؟
می خندم. برای اولین بار احساس عمر نوح داشتن می کنم.
علی اصغر خداحافظی می کند. محکم با او دست می دهم.
دلم برای هشت و نیم سالگی ام تنگ می شود. شاید هم نه...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : سفر، سبزوار، دانشجو، دانشگاه، ساوه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
یکشنبه 15 مرداد 1396 18:47
This design is spectacular! You certainly know how
to keep a reader amused. Between your wit and your videos, I was almost moved
to start my own blog (well, almost...HaHa!) Great job.
I really enjoyed what you had to say, and more than that,
how you presented it. Too cool!
سه شنبه 10 مرداد 1396 19:05
Hi there to all, how is everything, I think every
one is getting more from this website, and
your views are nice designed for new users.
چهارشنبه 5 مهر 1391 09:58
بابا دلمون براتون تنگ شده کجایین؟
دل من فقط برای پاکی آن دوران تنگ شده
سیب باشید
شنبه 1 مهر 1391 21:51
سلام
باحالبود
منم دانشجو ترم اولی رو میبینم یه آهی می کشم و یاد دوران دانشجویی خودم می افتم و به این فکر می کنم که پیر شدم!
محمد مهدی دادجوو من خوشحالم از اینکه دیگر دانشجو نیستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر