تبلیغات
ماهی قرمز كوچك - زخم
 
درباره وبلاگ


.
مردها بی قاعده در دردند...

مدیر وبلاگ : محمد مهدی دادجو
نظرسنجی
آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Click Here to Search This Site

Free SEO Tools

Free SEO Tools

ماهی قرمز كوچك




سرد و گرم چشیده ای نصیحت می داد که در زندگی سعی بر اینت باشد که مرهم زخم دیگران باشی...
مجال اتمام سخن نتوانستم ... میانه ی نصیحتش دلم تاب نیاورد و گفتم: چون زخم شفا یابد مرهم را چه کنند؟
سکوت...
سکوت...
سکوت...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 21 تیر 1392 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 18:43
I think this is one of the most vital information for me.
And i am glad reading your article. But wanna remark on some general things,
The site style is perfect, the articles is really nice :
D. Good job, cheers
سه شنبه 17 مرداد 1396 05:33
Whats up are using Wordpress for your site platform?

I'm new to the blog world but I'm trying to get started and create my own. Do you require any coding expertise to make your
own blog? Any help would be really appreciated!
شنبه 14 مرداد 1396 20:23
Inspiring story there. What happened after?
Good luck!
سه شنبه 10 مرداد 1396 02:14
Thanks for one's marvelous posting! I certainly enjoyed reading it,
you will be a great author.I will always bookmark your blog and will often come back in the foreseeable future.
I want to encourage yourself to continue your great posts,
have a nice holiday weekend!
چهارشنبه 16 مرداد 1392 21:59
تازه از آن دست نوشته هایی بود که می خواستیم نعره ها بزنیم و گریبان ها را بدریم.ولی خودمون رو کنترل کردیم.
محمد مهدی دادجوارادت داریم
دوشنبه 24 تیر 1392 22:59
چون زخم شفا یابد مرهم را می اندازند دور.نکته ی لطیفی بود جناب محمد مهدی خان دادجو
محمد مهدی دادجوممنون
اتفاقا وقتی نوشتمش گفتم از اون نوشته هایی شد که برادر سعید دوست داره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر