درباره وبلاگ


.
مردها بی قاعده در دردند...

مدیر وبلاگ : محمد مهدی دادجو
نظرسنجی
آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Click Here to Search This Site

Free SEO Tools

Free SEO Tools

ماهی قرمز كوچك




هرچند بسیار تهوع آور است وقتی کسی از روی نفهمی میگوید این چه مملکتی است اما این روز ها زیاد فکر میکنم... زیاد تر پیش می آید که بی صدا جامعه ای را نگاه کنم که حال و روز امروزش خودخواهی و خودپرستی و تزویر  افراد است و بعد به آنها که می گویند اگر یک روز جنگ شود همین ها می روند زل بزنم و بگویم ملاک حال حاضر افراد است آقا!!!
مملکت ما بسیار مکان مناسبی است برای هرز رفتن استعداد... به هر مقیاسی که دلتان بخواهد... این را سال ها پیش از لابلای آرشیو صدای فرهاد مهراد پیدا کردم...





نوع مطلب : کاغذ پاره های من، موسیقی، فرهنگ و جامعه، جبهه و جنگ، 
برچسب ها : فرهاد، مهراد، مملکت، استعداد،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
اوفلیا پرتو

هشتم یا نهم آذر ماه هشتاد و شش بود. ساعت یازده شب و آن شب عجیب سرد بود.
خانم مسنی حدودا هفتاد ساله بیرون از تالار وحدت با دسته گلی ایستاده منتظر ماشین...
و من چقدر برایم سخت بود باور اینکه بعد از یک کنسرت و اجرا های که مسحورم کرده بود، این خانم، همان اوفلیا پرتو است که تنها و آرام انتظار وسیله نقلیه را می کشد.
یقه پالتو ام را بالا دادم مبادا مرا به جا بیاورد... دلیل این کارم را هیچوقت نفهمیدم. شاید ترسیدم از اینکه از من خجالت بکشد...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، موسیقی، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : افلیا پرتو، کنسرت، پیانو، تالار وحدت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
یادم می آید همان سال های دانشجویی، همکلاسی داشتیم که یکی از قسمت های شبانه اش شنیدن موسیقی کلاسیک مثل کارهای بتهوون، باخ، ویوالدی، موزارت و ... بود.
و این ماجرا روز ها و ماه ها ادامه داشت.
مدت ها گذشت تا متوجه شدم تمام این ادا و اصول ها فقط تظاهر به ادراک موسیقایی بود.
حالا این روزها زیاد اتفاق می افتد که از این دست آدم ها به چشمم می آیند. آنقدر که گاهی به رفتار های خودم هم تردید می کنم...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، موسیقی، فرهنگ و جامعه، احوالات دانشجویی، 
برچسب ها : بتهوون، موزارت، چایکوفسکی، ویوالدی، چهار فصل،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
یادداشت امشب هم مچاله شد...

 
پ.ن: بعد از سکوت، در بیان آنچه قابل گفتن نیست؛ هیچ چیز به پای موسیقی نمی رسد...(هاکسلی)




نوع مطلب : نکات پند آموز، موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
نو کیسه گی همیشه به ثروت بر نمی گردد...
قدرت و شهرت هم جنبه می خواهد اخوی




نوع مطلب : موسیقی، نکات پند آموز، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : ثروت، قدرت، شهرت،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()




می نوازم آرام آهنگ رویای خویش
می کند آرام همچون نوازش امواج بر ساحل
موسیقی خواب های دیرینه ام...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، عاشقانه ها، موسیقی، 
برچسب ها : پیانو، موسیقی، رویا، خواب،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : زری
نظرات ()
و بالاخره شهرداد روحانی پاسخ انتظار چند ماهه ای بود که برای شنیدن و لذت بردن از موسیقی کشیدم.



نوع مطلب : کاغذ پاره های من، موسیقی، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : شهرداد روحانی، موسیقی بیکلام،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 9 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
ششمین نفر

برای اولین بار تیتراز آغازین سریال ششمین نفر را دیدم.
خدا را شکر که آخرین قسمت بود...
دلتنگ فرهاد مهراد شدم که صدایش را پاک کردند و نوای ذهنش را میان معجونی به نام دیگران زدند.
خدایت بیامرزد فرهاد.





نوع مطلب : کاغذ پاره های من، موسیقی، رسانه، 
برچسب ها : فرهاد، مهراد، تیتراژ، سریال، ششمین نفر، موسیقی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
خواب مرگم را می دیدم... آنقدر واقعیت داشت که اشهد خواندم
صبح اما وقتی یادم آمد فقط خندیدم
و طلوع آفتاب را با این شعر آغاز کردم:
از کسی نمی پرسند چه هنگام می تواند خدانگهدار بگوید
از عادات انسانی اش نمی پرسند
از خویشتنش نمی پرسند
زمانی به ناگاه باید با آن رو در روی در آید
تاب آرد بپذیرد وداع را،درد مرگ را، فرو ریختن را
تا دیگر بار بتواند که برخیزد...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، شعر، موسیقی، 
برچسب ها : بابک بیات، احمد شاملو، سکوت سرشار از ناگفته هاست، مرگ، مردن، طلوع، صبح،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
دوباره پیش آمد تا استرس وجودم را لحظه ای پر کند و یاد کیفم بیفتم که برای صبح شنبه آماده نکرده ام و قسمتی از مشق های ناتمام که فردا باید زنگ تفریح را برای تمام کردنش وقت بگذارم.
و این درست زمانی زنده شد که موسیقی یک میلیارد مسلمان از تلویزیون پخش می شد.
چه زمستان های سرد و سیاهی بود...





نوع مطلب : کاغذ پاره های من، موسیقی، رسانه، 
برچسب ها : یک میلیارد مسلمان، موسیقی متن، زمستان، شنبه، مدرسه، زنگ تفریح، کیف، تلویزیون،
لینک های مرتبط :


شنبه 1 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic