درباره وبلاگ


.
مردها بی قاعده در دردند...

مدیر وبلاگ : محمد مهدی دادجو
نظرسنجی
آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Click Here to Search This Site

Free SEO Tools

Free SEO Tools

ماهی قرمز كوچك




و ما با قصه های مجید بزرگ شدیم...
یاد گرفتیم بچه نباشیم و همیشه به اندازه چند سال بزرگتر از سن و سالمان باشیم...
غافل از اینکه قصه های مجید را هوشنگ مرادی کرمانی در بزرگسالی اش نوشته بود...
و همچنان چند سال پیرتر باشیم




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، داستان، رسانه، سینما، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : بی بی، قصه های مجید، کیومرث پور احمد، مجید باغ بیگی، مهدی باقر بیگی، پروین دخت یزدانیان، هوشنگ مرادی کرمانی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()

اولین باری که دیوانه از قفس پرید (پرواز بر فراز آشیانه فاخته - میلوش فورمن 1975) را دیدم چنان لذت و شعفی به من دست داده بود که دقیقا احساس می کردم مک مورفی هستم و دقیقا از همان زمان تا به امروز احساس می کنم توی یک تیمارستان هستم و دنبال همان سرخپوستی می گردم که بتوانم به دور از درک دیگران با او حرف هایی فراتر از ذهن دیوانه های دور و برم بزنم و هر بار که دلم می گیرد دیوانه از قفس پرید را می بینم و دوباره مطمئن می شوم که میان یک مشت روانی زندگی ام را می گذرانم.
باید اعتراف کنم کلماتی مثل والیوم، تیمارستان که محبوب ذهن من هستند بد جور وسوسه ام میکنند.

پ.ن: حرف هایم گنگ است می دانم. اما والیوم نه می گذارد بیشتر بگویم و نه حتی جملاتم را همگرا بنویسم.




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، سینما، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : دیوانه، قفس، پرید، پرواز، فاخته، آشیانه، میلوش فورمن، تیمارستان، مک مورفی، رییس، سرخپوست، والیوم، جک نیکلسون،
لینک های مرتبط :


جمعه 16 دی 1390 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
بابک بیات

بابک بیات از آن دست آدم هاست که هرچقدر هم که سعی کنی، باز هم تکه های زیادی از فضای ذهنش تو را در خود فرو می برد.
هر چه فکر می کنم نمی توانم بفهمم که چطور ممکن است کسی لا اقل بیست سال از نفش کشیدن هایش بگذرد و بابک بیات را نشناسد.
پنجم آذر ماه سالمرگ بابک بیات است که پنج سال از میان پیش رفت تا همزادش را ببیند.
امروز را به احترامش گوش می سپارم به خالی اش. یکی از صد ها کار ریز و درشتی که در میان انواع مخلوقات موسیقایی اش یافت می شود.
روحش شاد...


ادامه مطلب: تعدادی از مخلوقات استاد بابک بیات


نوع مطلب : کاغذ پاره های من، موسیقی، سینما، 
برچسب ها : بابک بیات، موسیقی، فیلم، نوازندگی، متن، همزاد،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 دی 1390 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()

قهر کردی؟
حرف که میزنی؟!
و بعد صدات رو میبردی بالا: "اصلا چه معنی داره تو این خونه کسی با کسی حرف نزنه؟"
***
هنوز میان ما بودی آن روز که قرار گذاشتیم حتی میان قهر هایمان هم باید جواب همدیگر را بدهیم...
آآآی... آآآی... آآآی...
یادت گرامی که صدایت تا آخر زندگی مشترک من و زری توی گوشم می ماند...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، عاشقانه ها، سینما، 
برچسب ها : خسرو، شکیبایی، خانه، سبز، صدا، قهر،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
پندار ما این است كه ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند...
***
برای چندمین بار آژانس شیشه ای حاتمی کیا را دیدم...و لحظه هایی را مثل همیشه اشک ریختم:
...قول بده عباس ها رو فراموش نکنی...




نوع مطلب : نکات پند آموز، کاغذ پاره های من، سینما، 
برچسب ها : آژانس شیشه ای، ابراهیم، حاتمی کیا، عباس، حاج کاظم، شهدا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 مهر 1390 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic