درباره وبلاگ


.
مردها بی قاعده در دردند...

مدیر وبلاگ : محمد مهدی دادجو
نظرسنجی
آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Click Here to Search This Site

Free SEO Tools

Free SEO Tools

ماهی قرمز كوچك




جیگر

قدیم تر ها... آن روزها که اوایل بیست سالگی ام بود پیش خودم میگفتم خب ما که مسلمانیم و نصف پل را با همین خر مفلوک و پالان کجش طی کرده ایم.
چهار صباح دیگر هم که زن می گیریم و عاقبت بخیر می شویم و جایمان می شود آن گوشه های بهشت. آخر فکر می کردیم گناه در شرایط مجردی ایجاب می شود و آدم متاهل کمتر زمینه برای گناه دارد. به درب و داغانی جایگاهمان هم قانع بودیم. می دانید ما از همان بچگی آدم نسبتا قانعی بودیم... این نسبتا هم به آدم بودن و هم به قانع بودنمان  بر می گردد.
حالا که رسیده ایم به دوران تاهل... بساط گناه همچنان به راه است. دیگر نگاه که می کنیم می ترسیم. ماجرا انگار از آنچه که فکرش را می کردیم سخت تر است. هی بعد از هر خبط و خطایی هم دوتا فحش به خود مهندسمان می دهیم و یک شکر خوردم هم به خدا می گوییم. لامصب تکرار هم که نکنیم تنوع گونه های خبط و خطا آنقدر زیاد و جذاب است که از هر کدام هم که یک فقره مرتکب شویم برای دود دادن خاندانمان تا هفت پشت و جلو بس است.
این روز ها فقط اقرار به خریتمان داریم. نه از نوع جگری بل از نوع خری. حالا تو هم هی بگو کن خر نیستم... من جیگرم.




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، دین، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
مشکلات روح و روان حل نمی شوند بلکه از آدمی به آدم دیگر منتقل می شوند.
روانی ترین آدم ها همان روان شناس ها هستند...

پ.ن: توضیح ندارد دکتر جان.




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : روان شناس، دکتر، روانپزشک،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
یادداشت امشب هم مچاله شد...

 
پ.ن: بعد از سکوت، در بیان آنچه قابل گفتن نیست؛ هیچ چیز به پای موسیقی نمی رسد...(هاکسلی)




نوع مطلب : نکات پند آموز، موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
راستگو که باشی همه دوستت دارند اما یادت باشد همه عاشق کسی می شوند که به آن ها زیباترین دروغ ها را بگوید.



نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 5 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
نو کیسه گی همیشه به ثروت بر نمی گردد...
قدرت و شهرت هم جنبه می خواهد اخوی




نوع مطلب : موسیقی، نکات پند آموز، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : ثروت، قدرت، شهرت،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
گاه پیش می آید... یعنی علی الاصول در زندگی هرکسی باید لحظه ای وجود داشته باشد که انسان تمام قد جلوی آینه بایستد و به خودش دهن کجی کند بابت تمام دیسیپلین هایی که برای خودش گذاشته است...
و علی القاعده زمانی هم هست که بایستد جلوی آینه، باز هم تمام قد و بگوید جناب آقا یا خانم فِلانی زرشک!... و بعد به قیافه نزار خودش نگاه کند تا یادش بماند ممکن است هر لحظه کسی پیدا شود و این حرکت را روی تمام افتخاراتش بزند. و بعد فاتحانه به آینه بگوید حالا فهمیدی هیچ کجا هیچ خبری نیست...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : احترام، زرشک، دیسیپلین، افتخارات،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
بودن یا نبودن هر دو بیقراریست
بیقرار بودن از نبودن
بیقرار نبودن از چگونه بودن
هر دو حسی ست بی پروا که به سراغت می آید و وقتی آرامش  می یابی که به پوچی نروی




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، 
برچسب ها : بودن یا نبودن، بیقراری، آرامش، حس پوچی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: نویسنده : زری
نظرات ()
خانه سالمندان

و بعد جایی می رسد که ذهن خسته می شود  از این همه بال و پر زدن وبعد قلب و بعد روح.
و بعد می خواهی بنشینی و حرف بزنی و دیگر حرفت نمی آید. روحت بغض کرده است.
تقویم هم خسته می شود از شمارش روز هایی که حرف برای گفتن بود و نشد.
گاه دلم تنگ می شود، آن روز ها که سخن فقط از جوانی ظاهر آدم هاست، خانه سالمندان بهترین گریز است.




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : ذهن، قلب، روح، بغض،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
گاهی نگاه کردن به کسی که فکر می کند از تو بالاتر است و تو می دانی که هیچ چیز میان رویاهای پوک و پوچش نیست جز جاه طلبی، ارزشمند تر از آنست که بشود تصور کرد و آنوقت می توانی نگاهی بیندازی به داشته هایت و سبک سنگین کنی وزنه هایت را.
و در تمام لحظاتی که تحقیر می شوی لحظه به لحظه سرحال و سرحال تر می شوی.

قلندران طریقت به نیم جو نخرند         قبای اطلس آنکس که از هنر عاریست

زیاده تر نوشتن را لطفی نیست. نه برای من و نه برای دیگران.




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : انسانیت، تلنگر،
لینک های مرتبط :


شنبه 26 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()
سگ

باران که تمام شد راننده مان هم از ماشین پیاده شد، آرام مشتش را باز کرد و مورچه بالداری را به دقت در گوشه ای که کمتر خیس بود رها کرد.
دلش به حال مورچه ای که زیر باران مانده بود سوخته بود و من شرمسار از اینکه وسعت قلبش را زودتر از این نتوانسته بودم دریابم.
صبح یک سگ ولگرد یک دفعه میان جاده دوید... و آقای مشایخی تمام امروز را افسرده بود.




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، نکات پند آموز، داستان، فرهنگ و جامعه، 
برچسب ها : راننده، سرویس، قلب، دل نازک، افسرده، مورچه، سگ، بالدار، باران، خیس،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic