درباره وبلاگ


.
مردها بی قاعده در دردند...

مدیر وبلاگ : محمد مهدی دادجو
نظرسنجی
آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





آیا نوشته های ماهی قرمز کوچک ارزش زمانی را که در این وبلاگ صرف کردید داشت؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Click Here to Search This Site

Free SEO Tools

Free SEO Tools

ماهی قرمز كوچك




دوچرخه چینی

یادش به خیر آن روزهای دبیرستان که تمام دلخوشی هایم به یک دوچرخه بیست و هشت چینی و یک کانون شعر بعد از ظهر های دوشنبه ختم میشد...
این روزها اما چیزی نیست که دلم برایش پرپر بزند جز هوس اینکه همه چیز را چند روزی رها کنم و با حال و هوای آن روزها به اصفهان بروم... اما نه این روز ها مثل آن روزهاست و نه من همان منِ آن روزها...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : دوچرخه چینی، بیست و هشت، سه مار، کانون شعر، دبیرستان، هوس، آرزو،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 18 تیر 1391 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()


حوائجش را بلند بلند می گوید
بی آنکه حواسش باشد کسی آن را می شنود
بعد به آرامی زمزمه ای را سر می دهد با آهنگ مخصوص خودش:خدا کریم خدا رحیمه خدا کریم خدا ر...
آرزویم برآورده شدن آرزوهایش است.





نوع مطلب : کاغذ پاره های من، دین، 
برچسب ها : زمزمه، حوائج، خدا، آرزو،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 اسفند 1390 :: نویسنده : زری
نظرات ()

سوار بر قایق آروزها برکه  ای را  را پارو می زنم و بی امان جلو می روم 
صدای تلنگر آب ذهنم را به هیجان می آورد
صدای باد ،صدای سکوت،صدای بی صدای چشمه سار زیر پلک هایم
چشمانم را بستم
خودم را به خواب زدم
تا هیچ نشنوم و فقط و فقط حضورت را لمس کنم.





نوع مطلب : کاغذ پاره های من، عاشقانه ها، 
برچسب ها : قایق، برکه، آرزو، چشم، آب، سکوت، پلک، خواب،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 بهمن 1390 :: نویسنده : زری
نظرات ()
آرزو

شاید همه چیز تکراری باشد
وشاید هم یک عادت
اما آنچه اکنون می خواهم سپری شدن است
عبور از پل خستگی ها
بی حوصله گی ها 
رسیدن به آنچه که یک آرزوست




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : آرزو، عادت، پل،
لینک های مرتبط :


جمعه 2 دی 1390 :: نویسنده : زری
نظرات ()
طلبه که بودم چقدر آرزو داشتم...
مثلا یادم هست یک بار که رفته بودم مسجد جمکران بعد از نماز صبح دو زانو نشستم کنار محراب. چقدر التماس کردم که آقا من یه چرت میزنم بیا تو خوابم...




نوع مطلب : کاغذ پاره های من، 
برچسب ها : جمکران، طلبه، حوزه، آرزو،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()

 

آسمان شهاب باران میشود و من اما خوب میدانم که چشم هایت میان این ها همه آرزو به دنبال آرزوی همیشگی ام میگردند...آرزوی بودنت.





نوع مطلب : کاغذ پاره های من، عاشقانه ها، 
برچسب ها : شهاب، آرزو،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 مرداد 1388 :: نویسنده : محمد مهدی دادجو
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic